سکس لای سینه. عکس: فقط حال میده کیرتو بندازی لای سینه هاش سکسی

رازهای نهفته و جالب درباره نوک سینه (پستان) خانم ها

سکس لای سینه

وقتی چراغا خاموش شد من همش حواسم به خالم بود. تو خونه خیلی دختره آزاد, مستقل و در نهایت همیشه فکر و تصمیم اون بود که بر دیگری غلبه میکرد… یک سال بعد از رفتن من , شهره ازدواج کرد و بعد از یک سال از هم جدا شدن. دیگه طاقت نیاوردم و همه آبمو ریختم لای پاش. آبه کسش همینجوری میومد مزش خیلی خوب بود. من در این حالت همیشه کیرم راست میشد, فکر کن از پشت به اون باسن سکسی و نرم چسبوندی, پاتم لا پاشه پیژامه هم نرم بود, کیرم رفته بود لای باسنش, رون پام هم چسبیده به کسش. شهره هم میفهمید و خودشو میزد به خواب , همیشه داستان همینطوری پیش میرفت وقتی کنار هم میخوابیدیم,.

Next

زیباترین سینه های دختران

سکس لای سینه

از اون روز به بعد هر وقت فرصت میشه خالم بهم زنگ میزنه که صبحونه آماده , زود بیا؟؟؟؟! بعد ازچند بار تلمبه زدن این خالم بود که خودشو عقب و جلو می کرد. یه لحظه موهای خالمو کشیدم که یه دفعه 1 آهی کشید که نزدیک بود همون جا آبم بیاد. شوهر خالم رفته بود مسافرت و چون خالم تنها بود من رفتم پیشش. کم کم به هوش اومد من هنوز داشتم سینه هاشو می خوردم. ولی هرگز این اجازه رو نداده بود که حتی فکر به داشتن سکس باهاش بکنم, وبعد از سالها این اولین بار بود.

Next

زیباترین سینه های دختران

سکس لای سینه

من هم پاهامو باز کردم طوری که کون تپلش بین پاهام قرار گرفت. همانطور که ماساژ میدادم, خودمو رو باسنش بالا پایین میکردم, انقدر حشری شده بودم که شروع کردم پهلو هاشو ماساژدادن , همونطور که خودمو میمالیدم به باسنش , شروع کردم از بغل سینه هاشو ماساژ دادن, خیلی جدی گفت, نگفتم سینه ها مو ماساژ بده , پشت مو ماساژ بده. یک دفعه تنها خونه بودیم, شهره گفت میخواد بره حمام, گفت وقتی صدات کردم بیا پشت منو لیف بزن, خلاصه وقتی صدا کرد گفت خودتم کثیفی, خودتم بیا حمام , وقتی رفتم تو ,گفت برگرد لیف بزنم,همینطور که پشته منو لیف میزد امد پایین تر روی باسن بعد به بهانه که داره لیف میزنه دو الی سه بار از لای پام تا تخمام امد, بدونه اینکه بیاد جلو, شروع کرد سینه هامو لیف زدن کم کم آمد پایین , , به بهانه لیف زدن دستش رو روی کیرم که راست شده بود چند دفعه بالا پایین کرد نمیدونستم باید چکار کنم, نوبت من که شد فقط اونجای منو نگاه کرد و مثل همیشه گفت , ای پدر سوخته. رفتم رو گلوش و گلوشو خوردم رسیدم به سینه هاش وای ……. تا اینکه خودش کیرمو گرفت گذاشت تو کسش.

Next

لا پستانی

سکس لای سینه

دیدم خیلی ضایعه و کیرم به کون خالم گیر می کنه اونو دادم لای کش شورتم و سرگرم بازی با موهاش شدم نمیدونید چه حالی میداد. فقط کافی بود دو تا تکون بدم آبم بیاد , گاهی اوقات احساس میکردم که زمانی که ران پامو می چسبوندم به کوسش, چطور پاهاشو به هم فشار میاره, در این حالت من بارها ارضا شده بودم, و وقتی میخواست آبم بیاد, نا خدا گاه از پشت به باسنش فشار میاورم. بعد از 1 ساعت دیدم همه خوابیدن. تا اینکه اون شب بیاد موندنی رسید. زود کیرمو از کونش کشید بیرون و برگشت.

Next

رازهای نهفته و جالب درباره نوک سینه (پستان) خانم ها

سکس لای سینه

و لباسهای باز میپوشید , معمولا تو خونه دامن کوتاه تنش میکرد , یکی دو بار هم دیده بودم که زیره دامنش چیزی نپوشیده بود. شروع کرد تخم ها مو ماساژ دادن و بعد شروع کرد تخمامو میک زدن , داشتم دیوونه میشدم, بعد بلند شد , یک لحظه تو چشمام نگاه کرد , لبخند زد ,از کشو اتاقش یه کاندوم در آورد خیلی حرفه ی با یه ساک زدن کشید رو کیرم, بعد با آرامش و اعتماد به نفس همیشگی, آمد روم , شروع کردم بوسیدنش, دستا م کرده بودم لای موهای بلند مشکیش , شهره هم با یه دست آروم کیرم را فرو کرد تو کوسش , کلامی بین ما رد و بدل نمیشد فقط با یه صدای سکسی بهم گفت, به آرزوت رسیدی… همینطور که همدیگرو میکردیم , همدیگرو هم میبوسیدم , از بوسیدن ,هر دو لذت می بردیم , , اما تک نگاه های حشری که به هم مینداختیم , لذت جنسی رو دو چندان میکرد, برگشتم از عقب امدم تو کوسش و با دستام سینه ها شو گرفتم شروع کردم از عقب کردش , دست هاشو از پشت گرفتم , آروم اما عمیق شروع کردم فشار دادن, همونجور که میکردمش میگفت عاشقتم , ناله هاش خیلی حشری بود , هردوتامون در اوج لذت بودیم. خیلی لذت برد رفتم رو سینه هاش و با تمام توان سینه هاشو گاز گاز میکردم و می بوسیدم. جای من و پسر خالمو که 12 سال از من کوچیکتر بود کنار هم پهن کرد و جای خودشو یه ذره اونورتر پهن کرد. از این جریان 2 , 3 ماهی گذشت و هر روز علاقه من به خالم بیشتر میشد.

Next

عکس: فقط حال میده کیرتو بندازی لای سینه هاش سکسی

سکس لای سینه

خالم هنوز داشت با کیرم ور میرفت. یادمه معمولا شهره وقتی دراز میکشید به من میگفت بیا پیشه من دراز بکش, من معمولا وقتی مامانه دم دست نبود با کمال میل این پیشنهاد رو میپذیرفتم , حتی از قبل خودمو اماده هم میکردم, به طور مثال معمولا شورتمو در میاوردم و با یک پیژامه و با یه تی شرت راحت , گاهی هم کمی اسپری خوش بو به خودم میزدم میرفتم زیر ملافه پیشش, عادت داشت همیشه وقتی دراز میکشید , پشت به من میکرد و دست منو میاورد لای سینه هاش میذاشت , گاهی هم پای منو میانداخت لای دو تا پاهاش و من از فرصت استفاده میکردم ران پامو آرام میاوردم بالا, لای دو تا پاهاش وکم کم میچسبوندم به کوسش. یک بار یادمه روز جعمه بود,مادرم تو آشپز خونه داشت ناهار درست میکرد و من توی حال نشسته بودم و تلویزیون روشن بود, شهره کمی دیر بیدار شد , وقتی میخواست بره دست شوی یک لباس خواب نازک تور تنش بود, نه شورت و نه کرست , بدنشو واقعا انگار تراشیده بودن, به خاطر قوس کمرش, باسنش خیلی سکسی و کردنی بود. زبونمو تا ته میکردم تو کسش و در میاوردم. از اون روز دیگه رفتم تو نخ خالم. داشتم چرت میزدم که یهو 1 چیز جالب دیدم. در گذشته ما با هم ساعت های خوبی داشتیم, یا بهتره بگم من کلی حال کردم ,شهره چون بزرگتر بود, در واقع حد و مرز رو همیشه اون تعین میکرد من هم کوچک خانواده بودم و فرمان بردار, شهره بارها در گذشته , دانسته مرا ارضا جنسی کرده بود.

Next

عکس: فقط حال میده کیرتو بندازی لای سینه هاش سکسی

سکس لای سینه

خالم خیلی حول شده بود و زود از وسط پام پاشد نشست اونور منم رفتم درو باز کردم. با خودم گفتم همچین زنی با این خوشگلی رو چه جوری این پیرمرد می تونه ارضا ش کنه. . فکر کردم میخواد لباس عوض کنه خودمو به خواب زدم که یهو دیدم 1 چیزه نرمی بهم چسبید ؟؟؟؟؟ خالم لخت اومد منو از پشت بغل کرد و منو صدا کرد. خلاصه یواش یواش متوجه شدم خالم هم بدش نمیاد و اونم سر و گوشش میخاره ولی جرات اینکه بهش بگم را نداشتم. من هم 1 شربت براش درست کردمو آوردم و عمدا نشستم دقیقا کنارش طوری که پام به پاش چسبیده بود.

Next

عکس: فقط حال میده کیرتو بندازی لای سینه هاش سکسی

سکس لای سینه

یک هفته ای بود که از آلمان برای دیدن خانواده بعد از ٨ سال به ایران سفر میکردم ٢٥ سالم بود که به آلمان رفتم وخواهرم شهره آن زمان ٣٠ سال داشت. من که چندین سال منتظر همچین صحنه ای بودم ولش نکردم و با تمام توان لباشو می مکیدم. تخمامو میکرد تو دهنش و لیس می زد. هروقت که میشد و موقعیت بود 1 جوری خودمو به بدن خالم میرسوندم. تحقق یک رویا اولین سکس با خواهرم شهره : مامان به مدت ٣ روز برای دیدن خاله به اصفهان رفته بود و تا آخر هفته نمیومد ,میشه گفت بعد از ١ هفته برای اولین بار تو خونه با هم تنها شده بودیم.

Next